ارتقا

کسی " مریم ریاحی " رو می شناسه؟

اشتباه حدس زدید.  دوست دوران دبستان و دبیرستانم نیست. گمش هم نکردم که بخوام ببینم کی ازش خبر داره ومژدگانی بهش بدم. خواهر "کتایون ریاحی" هم ..... نمی دونم هست یا نه. خودش هم هنرمند نیست ولی فکر کنم هنرمند ها رو دوست داره.

 

گفته بودم که در حال خواندن کتاب گفتگو در کاتدرال هستم. اینرسی بسیار بالایی برای شروع این کتاب لازم داشتم و بالاخره شروع به خواندن کردم. امااااااا .... توان ادامه نداشتم ( با کتاب عشق سال های وبا هم همین مشکل را داشتم پنج سال بعد از رسیدن این کتاب به دستم توانستم بخوانمش و بعد از آن مشتری گابریل عزیز شدم ) در همین اثنا و حدود یک ماه پیش رمان ایرانی " همخانه " ( با همین املا ) به دستم رسید از خانم " مریم ریاحی ". کتاب دویست صفحه ای که چاپ هجدهمش نصیب من شده بود. دو روزه تمام شد و از صفحه ی دهم که تعریف از چشم و ابرو و هیکل دختر محجبه ی کتاب تمام می شد می تونستم حدس بزنم که پایان ماجرا چیست. با خودم فکر می کردم " چاپ هجدهممممم " ؟؟؟؟؟ چطور این کتاب این همه خواستار دارد. فکر نکنم هری پاتر هم به چاپ هجدهم رسیده باشد. دو هفته بعد که رفتم ایران و خودم رو به شهر کتاب نازنین رسوندم روی میز کتاب های پیشنهادی چاپ بیستم این کتاب به چشمم خوردتعجب

 

دوستی دارم به اسم مینا که ادبیات انگلیسی خوانده خاطرم هست که در دوران دبیرستان ساعت ادبیات مدام در حال بحث با دبیر ادبیات بود. در دوران دانشجویی با اینکه از هم دور بودیم ولی من همیشه هر گونه راهنمایی در زمینه ی کتاب یا فیلم را از مینا می خواستم. طی یکی از تعطیلات تابستانی من با کتاب های " دانیل استیل" آشنا شدم و حدود شش کتاب از این خانم خواندم. تمام داستان ها تکراری بودند و کاملا واضح بود که چه اتفاقی برای قهرمان داستان می افتد. وقتی به مینا گفتم که غرق در در چه مکاشفاتی هستم هر چه دشنام .... و غیر .... بلد بود بارم کرد. من هم دیگر هیچ وقت سراغ دانیل جون نرفتم.  

در شهر کتاب یاد رفتار مینا افتادم و به سرعت از روی لیستی که تهیه کرده بودم چند کتاب که همیشه بهانه ی قیمتش رو داشتم خریدم و تصمیم به ارتقای ادبی گرفتم. باید شروع کنم تا دوباره برسم به سطحی که گفتگو در کاتدرال برام مثل محاسبات نجومی غریبه نباشه.

 

پ.ن. ١. همان جا کتابی پیدا کردم ترجمه ی استاد کزازی که چاپ اولش مربوط به سال شصت و یک بود و کتابی که در دست من بود چاپ سوم بودخنثی ( البته من هم از محتوای این کتاب چیزی سر در نمی آورم ولی برادرم که ادبیات نمایشی خونده و تعداد کتاب های کتابخونه اش از تارهای موی من بیشتره کتاب رو به خوبی می شناخت و خواست که براش بخرم ). مقایسه کنید با رمان همخانه.

 

پ.ن.٢. من ادعای ادیب بودن ندارم ولی کلاس اول رو که تموم کردم مادرم کتاب الیور تویست رو بهم هدیه داد و من با لذت وصف نا پذیری این کتاب رو خوندم. دست کم انتظارات خودم از خودم رو که باید بر آورده کنم.

 

پ.ن.٣. راستی کسی سراغی از کتاب " ستون های زمین " نوشته ی " کین فالت " داره؟ این کتاب رو از کتابخونه ی دانشگاه به امانت گرفته بودم و هیچ وقت پیدایش نکردم که بخرم. دو جلدی است و هزار و دویست صفحه. مربوط به ساخت کلیسایی در قرن دوازدهم میلادی است.

/ 8 نظر / 8 بازدید
رویا

کتابای سیدنی شلدون رو هم بخونی بد نیست [چشمک] کتاب از رویاهایت برایم بگو رو به همه پیشنهاد میکنم [لبخند]

ایرن

یه چیز با مزه برات بگم. من وقتی راهنمایی بودم سعی کردم 10 تا رمان بزرگ دنیا رو بخونم. همون اول راهنمایی 10 تا جلد سه تفنگدار رو هم خوندم و بسیار لذت بردم (اینو گفتم بدونی خیلی هم از بیخ عرب نیستم) اما هر وقت حالم بده و هر وقت می رم تو لاک خودم این کتاب های بندتمبانی خیلی حالمو خوب می کنه. این کتاب همخونه رو هم یه همچین وقتی خوندم و حالم بهتر شد!!!!‌ راستی کتابای فهیمه رحیمی بدم خدمتتون؟؟[نیشخند]

شهرزاد

این همون داستانی نیست که دختره با پسر ناپدریش عقد میکنند بعد عاشق هم میشن و ..... منم خوندم مسخره اش اینه که کلی هم گریه کردم!!!!!!!!!!! وقتی شوهر جان تو خونه پای اینترنته و منم بیکار هرچی که به دستم برسه میخونم! بجای زبان خوندن و تردمیل زدن و کتابهای درست و حسابی خوندن[زبان]

گندم خانوم

از کتاب ستون های زمین ماجرای زایمان مادر خانواده یادم می اد. اولین بار که فهمیدم زایمان چطوری اون کتاب بود. من از کتابخونه محله گرفته بودم. یادش به خیر

ممول

حالا اگه فهیمه رحیمی دوست نداشتی م مودب پور بخون [چشمک][نیشخند][ماچ]

خود خودم

ادبیات سیطره وسیعی از سلایق رو پوشش میده هر کس بر حسب شخصیت و حال و احوال یومیه اش انتخابشو انجام میده

رها(ستایش)

منم یک بار پنجره رو خوندم مال فهیمه رحیمی هی کجایی جوونی که یادت بخیر راستی دلم سوخت ان 5 شنبه نتونستم بیام حیف شددددددد[وحشتناک]

دلارام

اين كتاب الان به صورت 3جلدي و توسط انتشارت اهل قلم چاپ شده من از شهر كتاب يوسف آباد خريدم به هر حال اين چاپ جديد رو من توي كتاب فروشي ها زياد ديدم. راستي درسته كه گفتي اهل جنايي خوندن نيستي ولي ماري هيگينز كلارك خيلي جالب و جذاب مي نويسه. كتابهاي آلبا دسس پدس هم خيلي جالبه دفترچه ممنوع رو كه خوندي عذاب وجدان و از طرف او هم خيلي جالبه.