کاسه ی داغ تر از آش

به جرات می توان گفت که در این کشور به ازای هر پنجاه خانه و آپارتمان یک مسجد وجود دارد و در این اماکن در هر ساعتی از شبانه روز باز است.

روز جمعه خیل نمازگزاران اعم از نوجوان و جوان و پیر, زن و مرد که شتابان به سوی مسجد می روند را می بینی. بعد از نماز نه شعاری در کار است نه راه پیمایی ای.

روزی پنج بار صدای اذان را می شنوی.

حتی در شیک ترین مراکز خرید چندین مصلی وجود دارد و نمازگزارانی که سر وقت نماز را به جا می آورند.

ماه رمضان خیمه هایی برپا می شود و هر تعداد فرد مسلمان یا غیر مسلمان که به خیمه وارد شوند از افطاری رایگان بهره می برند. شهر تا سحر زنده است و مردم در حال شادی و دید و بازدید دوستان و اقوام. از شیرینی فروشی و فروشگاه های زنجیره ای گرفته تا بوتیک ها و رستوران ها قیمت ها را می شکنند.

شیخ ها ( معمم ها ) محترم هستند.

اینجا حجاب اختیاری است. در حالیکه بسیار پوشیده هستی می توانی لاک داشته باشی و آرایش. اگر صحبت از حجاب اجباری به میان آوری مایه ی تعجب خواهی شد.

قبرستان ها برهوتی بیش نیستند و از عزاداری های چندین و چند روزه و مجلل خبری نیست. همان قدر که اعلامیه ی مرگ نمی بینی پارچه نوشته های بزرگ اعلان وصلت دو خانواده را می بینی.

مسلمانان از دین فقط قرآن خواندن را می دانند و نماز گزاردن را. اگر مجبور به سفر در ماه رمضان باشند حکم چگونگی روزه داری را نمی دانند و باید از شیخ بپرسند در غیر این صورت روزه را تمام و کامل نگه می دارند و پس از بازگشت حکم را از شیخ می پرسند. ( بر این باورم که پایبندی این جماعت به مذهب به دلیل عدم آگاهی از هزاران اما و اگر موجود در دینشان و اعمال و مناسک مربوط به آن است )

اگر زنی بی حجاب و زیبا روی از شیخ سوالی بپرسد شیخ با گشاده رویی جواب می دهد و زن را امر به معروف و نهی از منکر نمی کند. ( من مهمانداری را دیدیم که از شیخی که مسافر بود مسئله ای پرسید و شیخ با فراغ بال پاسخ داد )

در تقویم این کشور چهار تعطیلی و عید بزرگ وجود دارد. تولد حضرت محمد - بعثت - عید فطر و عید قربان.

.

مسجد محله ی ما در کشورم فقط نقش پایگاه م.ق.او.م.ت ب.س.ی.ج را دارد و غیر از سحر و ظهر و مغرب کسی راه به درون نمی یابد. من در دبیرستان و دانشگاه و بعدها به هنگام مصاحبه های استخدامی توضیح المسائل خواندم و از بر کردم و لزومی به مراجعه به آ.خ.و.ن.د.ی نمی بینم. من اگر آرایش داشته باشم نمازم قضا می شود. من به دلیل علاقه ام به داشتن آرایش و لاک دیگر نماز نمی خوانم. من اگر آ.خ.و.ن.د.ی ببینم روسری ام را جلو می کشم و با نفرت نگاهش می کنم. روسری ای که سر می کنم به اندازه ی نوار باریکی از موهایم را می پوشاند. در کشور من قبرستان ها از زیباترین پارک ها سر سبز تر هستند و روز بروز به قیمت یک گور افزوده می شود و مراسم سوگواری از عروسی ها مجلل تر و پر هزینه تر. در کشور من ماه رمضان گرد مرگ بر شهر ها می پاشند و قیمت خوار و بار بالا می رود و شهروندان عصبی هستند. در تقویم کشور من بیشترین تعطیلی به سوگواری های مذهبی اختصاص دارد.

.

دین ا.س.ل.ام از پیشینیان همین قوم به کشور من تحمیل شده. پس چرا ما کاسه ی داغ تر از آش شدیم؟

.

.

 

 

/ 19 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
قلاچ

قربونت یه سر برو قم ببین به ازای هر 5 تا مسجد 1 ساختمون وجود داره. اونجوریکه موقع اذان یک چنان همهمه ای میشه که تو نمیدونی به کدوم اذان توجه کنی. البته مساجد سر چشم هم چشمی! سعی دارن هی صدای بلندگوشون رو بیشتر کنن. [ناراحت] تا روی مسجد بغلی کم شه و این وسط بیچاره ملت.

گلپر

یاد فیلم کتاب قانون افتادم .

گلپر

ای داد یه گلپر دیگه هم که اینجا هست! اولش که دیدم... فکر کردم خودمم!!!! گفتم من کی همچی کامنتی گذاشتم؟! بعددیدم ایشون یه گلپر دیگه هستن!

گلپر

آخه مذهب ما شیعه است وکلا شیعه فرقه افراطی اسلامه!

رها(ستایش)

اه پس شما هم پایه ای اساسیییییییییییییییییییییییییییی ای بابا خوش خیالی نباشه که حالمون خراب میشه جیگر[زبان]

ممول

ای بابا کتی جانم تو این مملکت که دیگه همه فقط اسم دینشون رو یدک می کشن مسلمانی کجا بود ؟ بعدم خوب وقتی یه چیزی به ملتی تحمیل شه همین می شه دیگه [ناراحت]

علی

اصولا هر دینی برای یک جامعه و فرهنگی ساخته شده - نمیگم نازل شده که از بیخ و بن باهاش مخالفم - خوب دین هم به قول چیامبراش اومده مردم اون جامعه را ادم کنه. زرتشت اومد تو ایران و با سه جمله جاودانیش کسی مثل کوروش و داریوش رو تربیت کرد که دنیا بهشون میباله. اسلام هم در شبه جزیره عرب اومد و اون ادمخورا رو ادم کرد تا جاییکه احساس خدایی کردند. خوب نسخه سرطان واسه ادم سرماخورده همین میشه که میبینیم

مریم

کتی جون ما تو همه چی عادت به افراط و تفریط داریم اینم یکی از همون هزار تا..............

نیک

درووووووووووووود نگفتین تو شهر ما چی میخوندین؟

شازده خانوم

من هم همیشه برام عجیبه که اسلام چه جوری تو وجود این عرب هاست. هیچ عربی به نماز خوندن تنبل نیست در صورتی که مدهبی های ما هم سختشونه نماز و براشون یه کار به حساب میاد. به نظرم مال همینه که اونا مال خودشونه و جز فرهنگشونه ولی برای ما نیست.