هول هولکی

راستش نمی دونم چی بنویسم.

فقط اومدم که بگم فردا صبح زود داریم می ریم ایران. الان صد هزار فکر تو سرمه و دویست هزار تا چیز رو باید چک کنم ( ازدیوونگی های قبل از سفرم که خبر دارین؟؟؟).

نمی دونم از الان تا هفده روز دیگه چند بار می تونم بیام اینجا ولی دلم برای همه تنگ می شه.

 

 

پ.ن.١. ببینم اون بغل سمت راست رو دیدین متفکر؟ سه ماهه که دارم قلم می زنم ( بالغ بر چهل و چهار پستاز خود راضی ) . تازشم دویست تا هم نظر دارم  و یک عالمه دووووستبغل.

پ.ن.٢. هیچ هم ندید بدید نیستم .... خب ذوق کردم دیگه....هورا.

/ 3 نظر / 7 بازدید
اقاداداش

سلام به به ... به سلامتی پس دارید میایید ... ایشالا سفرتون بی خطر باشه و راحت و آسوده برسید ... میخوایی بیاییم فرودگاه حلقه گل بندازیم گردنتون ؟؟ .... یا پارچه بزنیم در خونتون و بازگشت پیروزمندانتونو !!!! به میهن اسلامی تبریک بگیم ؟؟؟ ....[نیشخند] به هر حال ایشالا عروسی و تعطیلات و دید و بازدیدا خوش بگذره رسیدی هم گریه نکنی هاااا ..... شاد باشی

صالح

سلام.آخی... چه خوبه که میای.ما که نمیبینیمتون اما کسایی هستند اینجا که برای دیدنتون لحظه شماری می کنن، خوحشالشون می کنیا . خدا کنه ایران جوری باشه که دوست داری نه اونجوری که الان هست . [لبخند] راستی سر تیترت عالی بود هول هولکی[نیشخند] به هر حال بهت خوش بذگره[گل]