آخ جون

.

.

یکی از مزایای وبلاگ نویسی من ( البته به طور نصفه نیمه ) اینه که وقتی اینجا درد دل می کنم دوستان و آشنایان خبر دار می شن و به یاری می شتایند.

.

زن برادر جان که اینجا رو می خونه ولی کامنت نمی ذاره خبر دار شده که کرم کتاب خوندن افتاده به جونمون یک کتاب بهم داده بخونم به نام "خندیدن بدون لهجه " که خیلی باحاله.

.

من از همین تریبون مراتب امتنان خود را اعلام می دارم و از اقداماتی از این دست با آغوش باز استقبال می نمایم .

.

.


/ 23 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
گلستانه

سلام من گلستانه هستم . آی لاو یو پی ام سی. آخه دیدم اینجا هی همه خودشون رو معرفی کردن . گفتم منم یه عرض اندامی کنم. دختری هستم سی و یک ساله ، خواهرشوهر ، مجرد از استرالیا . در ضمن جویای نام نیز میباشم[ با تشکر از توجه شما خجالت]

رها-ستایش

[مغرور]میگم گلستانه خدا قسمت بکنه زن داداشم بشی[نیشخند][شیطان][زبان] به کتی هم بگو بجای این که دل دختر بچه دور از وطن رو بخاطر بستنی های توپ توپی رنگی بسوزنه بره به مرغش سر بزنه نسوزه

رها-ستایش

يادم رفت بگم كتي ادم فنونش رو كه رو نمي كنه حالا عصري بهت ميگم [نیشخند]

رها-ستایش

ماماننننننننننننننننننننننننن اینا ژیگول کردند همه رفتند خونه مادر بچه من الان اینجا نشستم با این مقنعه زاغارت ... منم میخوام زودی 4 بشه برمممممممممممممممم کوفتتون بشه زودتر از من رفتید[نیشخند]

رها-ستایش

میگم گلستانه جان منظورم این بود زودتر زن دادش هم بشی مادر بجان خودم هر سه تا داداشم زن گرفتند [نیشخند]

گلستانه

بابا ما همون زن داداش کتی میشیم. رها از تو به ما خیری نمیرسه . حالا هم که یکی پیدا شد قصد ادامه تحصیل نداشت تو جا بزن. ای باباااااااااااااااا[ناراحت]

رها-ستایش

خوب حالا دو تا دونه گیس داری ان رو هم بکن [نیشخند] باشه اصلا اگر دیگه اومدم این ورا ... نیایی منت بکشی ها گفته باشم[زبان]

گلدونه

ها ها فهميديم برا اينكه بتونيم ازت استفاده ابزاري! كنيم داداشت رو گروگان بگيريم[قهقهه]

گلدونه

انوشه جان شرمنده چرا من فك كردم كتي از خواهر شوهرش حرف زده؟ [خجالت]

انوشه

گلدونه جون قبل از شما من خودم اشتباه کرده بودم این حرفا چیه [خجالت]