کویتنامه ١٠

از همه ی دوستان خوبم متشکرم که این همه به ما لطف دارین و نگرانمون هستین. باورتون نمی شه که کامنت هاتون چقدر قوت قلب بود برامون. با دیدن این همه محبت از دوستانی که هنوز سعادت دیدن تعدادیشون رو نداشتم بیشتر تشویق شدیم که برگردیم به خونه ی خودمون.

.

ما نامه ی استعفا رو دیروز دادیم و منتظر تسویه حساب هستیم. آگهی فروش لوازم خونه رو آماده کردیم و وسایلی رو که می خواهیم ببریم جدا کردیم و داریم کم کم بسته بندی می کنیم. تنها چیزی که ناراحتم می کنه ترک دوستان خوبیه که اینجا دارم.

گاهی فکر می کنم مگر چقدر زنده هستم و تا کی می تونم از زندگی لذت ببرم که بخواهم هر گوشه ی این دنیا یه تیکه از دلم رو جا بذارم؟  بهتره جایی باشم که حسرت کمتری داشته باشم. تصور اینکه امسال سفره ی هفت سین رو تو خونه ی خودم می چینم و می رم دید و بازدید ضربان قلبم رو بالا می بره.

خلاصه که حال غریبی دارم که ته ِ تهش خوبه.

.

.

راستی از منبع موثقی شنیدیم که رئیس بزرگه از محل کار قبلیش با آبروریزی اخراح شده و اومده این شرکت رو تاسیس کرده و اسم خودش رو گذاشته مدیر عامل.....

البته این شرکت هم به تخت لوای یکی از کله گنده های کویتیه و به اسم هندیه نیست. به همین دلیل الان من دو روزه با دمم گردو می شکنم چون اگر بخوان برای تسویه حساب یا هر چیز دیگه ای ما رو اذیت کنن ما هم دستمون پره.

.

.

کلن الان تو مایه های همه چیز آرومه و من چقدر خوشبختم و اینا ...... هستم .

/ 14 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پریا

الهی شکر که برمیگردی[قلب]

اقاداداش

سلام ... خوشحالم که داری میایی ... اساس کشی کمک میخوایی دریغ نکن ها بگو بیاییم ... رسیدی تهران !!(تهران بودید دیگه ) اگه قبل اسفند بود یه خبری بهم بده دعوتت کنمتون یه جایی که یه دوساعتی بخندید (فعل جمع رو حال کردی منظورم با همسر گرامی بود ) بلکه یه کم خستگی زندگی با عربا در بره ... راس میگما از الان جا براتون گفتم نکگه دارن

گلپونه

وااای خدا رو شکر که همه چی آرومه و تو هم خوشبختی[ماچ] فکرشو بکن یه قرار بزاریم با گلپر و قلاچ وااای چه حالی میده.[رویا]

اقاداداش

سلام ... این برنامه اول اسفنده حالا اگه تو اسفند نشد تو فروردین و اردیبهشت هم هست ... در واقع هر ماه هست ..

ممول

ای جانم که قرار وبلاگی بعدی کتی جونمون پیشمونه بعدم با داداچ علی منو می رسونن مترو[زبان][ماچ]

رها-ستایش

بازگشت غیورمردانه شما را به خاک وطن تبریک می گوییم" اهالی وبلاگ نویسان [هورا] [نیشخند]

اقاداداش

يه شب شعر طنز ... با اجراي داريوش كاردان و رضا رفيع و كلي شاعر معروف طناز ......... خوش ميگذره راستي برا سوغاتي اوردن خودتو زياد به زحمت ننداز ها ... يه چيز كوچولو موچولو هم برامون بياري كفايت ميكنه .. زياد راضي به زحمتت نيستم

لیلیان

آخ که گاهی وقتها ادم برای دل کندن از چیزی که به نفعش هم نیست فقط یه جرقه لازم داره. قشنگ گفتی که آدم مگه چقدر زنده است ؟ که نخواد عزیزای خودشو هم نبینه. بیا که خیلی خوش اومدی[بغل]

شيم

خوش اومدي... با تقدم زماني