شرمندگی

.

من اومدم با کوله باری از شرمندگی.....

هر چی فکر می کنم یادم نمیاد که به چه دلیلی در این مدت طولانی به دنیای مجازی سر نزدم. شاید وقتی با خودم شرط بسته بودم که ببینم بدون ارتباطات مجازی هم می تونم از دوستانم خبر داشته باشم که پر واضحه که نتونستم.

الان که دونه دونه وبلاگ هاتون رو خوندم کلی خجالت کشیدم از این همه تغییر و تحول که هر کدومتون داشتین و من بی خبر بودم.

نمی دونم که می تونم بازم مرتب بنویسم یا نه ولی امیدوارم بتونم بیشتر از حالتون با خبر بشم.

خیلی خیلی خیلی دوستتون دارم.

.

.

 

 

/ 0 نظر / 14 بازدید