عروسی

از عروسی رفتن متنفرم. کلن از مهمونی های بزرگ که مدام مجبوری از لابلای جمعیت به یک آشنا لبخند بزنی بدم میاد. از اینکه بشقاب بگیری دستت و تو صف بایستی تا دستت به کفگیر برسه چندشم می شه - به خصوص وقتی مجبوری برای مامان که پاش درد می کنه هم غذا بکشی - به همین دلیل همیشه از چنین مراسمی گشنه بر می گردم. از اینکه مجبورم برم سلمونی و کلی آت و آشغال به کله ام بمالن و مجبور بشم برای حفظ دکوراسیونم سرم رو مثل دم آهنی تکون بدم که ..... دیگه نگو.

.

یکی از بدترین روزهای زندگیم روز عروسیم بوده و تا بتونم از یادآوریش خودداری می کنم.

.

به جاش عاشق اینم که یکی دو تا از دوستام که خیلی دوستشون دارم سرزده بیان خونه ام و بشینیم با هم چای بخوریم و یک غذای ساده با هم درست کنیم و بخوریم و حرف بزنیم و حرف بزنیم و حرف بزنیم و نفهمیم زمان چه جوری می گذره  کسی هم با خاموش و روشن کردن چراغ علامت نده که پاشین پاشین برین خونه تون ... مگه لنگر انداختین.

.

آیا من افسرده شده ام ؟؟؟؟؟ یا از اول افسرده بودم ؟؟؟؟

.

پ.ن.١ : الان با سر شینینون شده و ناخن های قرمز خیس دارم می آپم و عزا گرفتم که با این کفش هایی که قراره سه چهار ساعت بپوشم چه گِلی به سرم بگیرم. می شه یکی تون شام بیاد اینجا و من نرم عروسی و بشینیم پشت سر همه ی وبلاگستان غیبت کنیم ؟!؟! هان .... می شه ؟!؟!

پ.ن.٢ : فکر نکنین که تاس ها رو از تو قوطی فلزی درآوردم ها....... نه سرجاشونن. حالا می تونین حدس بزنین که من چه روان شادم در این لحظه ؟!؟

.

.

.

/ 13 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سیم سیم

این ماییم که به خودمون سخت میگیریم نه کس دیگه .ماییم که برای خودمون قید میزاریم و برای حرف مردم کلی ارزش قائلیم حتی اگر برامون عذاب آور باشه. وقتی میرم عروسی طرف خیلی باید درجه یک باشه که برام آرایشگاه.کلی هم میسپارم طبقه درست نکنی ساده باشه و ..آرایش هم همینطور سبک.اتفاقا چون چند ساعته قبلش تو بازار دنبال کفش مهمونی و راحت که ژاشنه خدادتا نباشه میگردم در عوض چندتا مهمونی باهش میرم تلافی میشه. بعدم عزیز من رو این چیزا زوم نکن اگه مجبوری بری برا خودت زهر نکن برا خودت تو همون مهمونی چیزای شیرین پیدا کن

گلستانه

با نظرت در مورد عروسي موافقم . هيچم افسرده نيستي. راستي اين تاسهات جفت شيش ميان يا نه ؟ [چشمک]

گلپر

کتی جونم فکرکنم دپ زدی بد جور! مهمونی که خیلی خوبه ..... من دلم لک زده واسه مهمونی

قلاچ

اگه راحت بگيري و كمتر چشان فسان كني، بيشتر دوستش خواهي داشت.

خود خودم

من که کاملا درکت میکنم وقاعا سخته این تشریفات الکی اونم وقتی میشه یه راحتی خوش گذروند

کچل کفتر باز

منم از شلوغی متنفرم اصلا همیشه دوست دارم سرم خلوت باشه واسه همین کچل شدم[نیشخند] حیف نیست آدم کفتر بازی رو ول کنه بره مهمونی؟

ایرن

خوب این که غصه نداره دوستم. من یک عدد خانوم بیکار از اهالی وبلاگستان می باشم که برای هرگونه جانفشانی در این زمینه آمادگی کامل دارم!!!

لیلیان

وایییییی. من هم اصلا عروسی رفتن و قرار گرفتن در اونهمه تجملاتو دوست ندارم.آخرین باری هم که برای این چسان فیسان ها رفتم آرایشگاه هم عروسی خودمون بوده که 6/5 سال گذشته.

گلپونه

خیلی همدردیم! کاش بهم زنگ میزدی به جان خودم با کله می اومدم اینترنت نداشتم که [نگران]

دختر بیچاره

[ماچ][خجالت][قلب] روزت مبارک خانومی تعطیلات هم خوش بگذره [نیشخند]