پلیدانه

اینکه مهمون بیاد خونه ام رو بیشتر از مهمونی رفتن دوست دارم البته این نه به خاطر روحیه ی مهمان دوستی ما ایرانی هاست هااااااا به خاطر اینه که حد اقل تا دو روز بعد غذای  آماده و میوه ی شسته و بستنی رنگی رنگی دارم. تازه خونه هم برق می زنه و خرت و پرت هایی که زورچپون کردم تو کمد و کابینت و ایوان جلوی چشمم نیستن.

.

.

البته خیلی های دیگه هم این روحیه رو دارند ولی بیشتر به خاطر کادوهای مدعوین ( و صد البته بهای کادوها ) و انتظار برای مهمانی هایی که در پی مهمانی خودشان و در راستای جواب پس دادن باید برن.  

.

.

/ 10 نظر / 14 بازدید
رها-ستایش

[اضطراب][اضطراب]وحشت کردم از ان ادمهایی که گفتی [نگران] خودت چطوری دخملم ؟ نمایشگاه رفتی؟

کتایون

برای همینه که فقط دید و بازدید وبلاگیمون یک طرفه است؟[متفکر][لبخند]

تندک

اما من مهمونی رفتن رو بیشتر دوست دارم چون کار نمیکنم [نیشخند]

تندک

اینترنت پرسرعتت مبارک [چشمک]

ممول

من و تو نمونه زن های کدبانو ایم یعنی [خنده] منم اصلا از قصد غذا رو بیشتر می پزم که بمونه و حالشو ببرم [چشمک]

ایرن

[ماچ]سلام دخترجان. من که در مجموع عاشق مهمون بازیم. از این روحیه ها هم ندارم شکر خدا! یه قرار بزار بیا به این دوستت یه سری بزن

گلستانه

اولا که وای بر مردمانی که بدون بنده بستنی رنگی رنگی میخورند[ناراحت] ثانیا اگه اینجا بودی واقعا بغلت میکردم و میگفتم خوشحالم که دوست شجاعی مثل تو دارم . به نظرم تو هیچ دوستی واقعی پای ماشین حساب و بدهکار و بستانکار وسط نیست. اگه هست یه جای کار داره میلنگه. مرسی که اینقدر شفافی. مرسی که اینقدر زلالی . درست مثل آب.[گل]

حس نهان

موافقم، فقط قبل از اومدن مهمونها ادم رو به قبله میشه از بس که کار تل انبار شده

abi

راست می گی بیشتر منم دوست دارم مهمونن خونمون بیاد تا برم اصلا همه جوره به نفع آدم راحت هم هست[لبخند]