کَلَم شب یلدا

سال 75 از خوابگاه دانشگاه شیراز اومدم بیرون و با سه تا از دوستانم خونه گرفتیم. صاحب خونه خانم پیری بود که تنها درآمدش کرایه ای بود که از ما می گرفت. معلوم بود که در جوانی زیبا و خوش اندام بوده ( یادم باشه داستان زندگیش رو براتون بنویسم ). پیرزن شاد و سرخوشی بود و همیشه در تولد ها و دور هم جمع شدن های ما شرکت می کرد.به محض اینکه صدای موزیک می شنید می آمد بالا پیش ما و گاهی یک قر کوچولو هم می داد.

هر سال شب یلدا رو در خوابگاه جشن گرفته بودیم و من همیشه وظیفه ای غیر از خرید هندوانه داشتم. اولین سالی که تو این خونه بودیم همگی فراموش کردیم که هندوانه بگیریم. تا ساعت چهار بعد از ظهر کلاس داشتیم و وقتی به خونه رسیدیم یادمون افتاد که مهم ترین خوراکی اون شب رو نداریم. روبروی کوچه ی ما مغازه ای بود دو دهانه و خیلی بزرگ که همیشه یا خربزه داشت یا هندوانه یا طالبی. من و ریحانه بدو بدو رفتیم همون مغازه و در کمال تعجب دیدیم که هنوز کلی هندوانه تو این مغازه مونده. خوشحال و خندون رفتیم داخل. من که هیچ سر رشته ای از خرید هندوانه نداشته و ندارم. ریحانه نشست و شروع کرد به ضربه زدن به هندوانه ها. همه شون کوچک بودند و ما باید دو تا می خریدیم. همین طور که من و ریحانه مشغول بودیم یکهو آقای فروشنده با صدای بلند گفت که : خانوم اونا کَلَمه* ها.... . من و ریحانه فکر کردیم با ما نبوده. دوباره فریاد زد : خانوم اونا کَلَمه ها .... . من دور و برم رو نگاه کردم و اثری از کلم ندیدم. هاج و واج به فروشنده نگاه کردم و گفتم : آقا ما هندونه می خوایم. گفت : می دونم ولی هر چی مونده کَلَمه... . من و ریحانه دیگه داشتیم شاخ در می آوردیم و گفتیم: اینا که همه هندونه هستند. که فروشنده دوباره گفت: آره ولی کَلَمن...شیرین و قرمز نیستند . ما تازه متوجه شدیم که منظورش اینه که "کال" هستند.

خلاصه ما اون سال شب یلدا رو با دو تا کلم سر کردیم و تا همین الان هم به این خاطره مون می خندیم.

.

امیدوارم یلدا به همه خوش بگذره و هندوانه هاتون کَلَم نباشه.

.

یواشکی نوشت : یعنی می شه با سپری شدن این طولانی ترین شب سال شب سیاه ایران هم سحر بشه !!!!!

.

.

/ 18 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
گلپر

یلدا مبارک دوست جون

گلپر

ضمنا پایان شب سیه حتما سپید است!

رها(ستایش)

یلدایت مبارک خانمی ممنونم ... چشم به وبلاگمم هم سعی می کنم بیشتر سر بزنم[قلب]

ممول

امیدوارم خوش گذشته باشه بهت دوستم و حسابی شکم چرونی کرده باشی [ماچ]

لیلیان

خیلی دلم میخواست میتونستم با یه متن ادبی زیبا برات بنویسم و بگم خیلی نوشته هات قشنگن. [گل]

حسین محمودزاده

سلام حالا که جای کامنت ها عوض شده بفرمائید ببینم امسال هندونه خوب بود ؟ خودتون خوب بودید ؟

مریم

وای راست می گی کلی خندیدم چقدر صاحب مغازه مسخرت کرده[قهقهه] اینو برام تعریف نکرده بودین

مریم

البته واقعآ دلم برای آنروزها تنگ شده یادته صاحبخانه عاشق مریم ز بود[چشمک]