کویتنامه ۶

می خوام دلیل در پیش گرفتن رویه ی جدیدم رو بنویسم ولی با عرض شرمندگی خیلی طولانیه.

.

مورد اول:

نمی دونم که براتون نوشتم من با چه عنوانی اینجا استخدام شدم یا نه؟ ( حوصله ندارم برم چک کنم خب )

سابقه ی کاری من در ایران از روز ازل در زمینه آی.تی. (IT) بوده ولی چون رشته ی تحصیلی ام الکترونیکه اینجا به عنوان مهندس الکترونیک استخدام شدم البته با همون رزومه ی آی.تی.

روزی که رفتم شرکت کارفرما برای مصاحبه متوجه شدم که رزومه ی ساختگی توسط آقای "ب" از من دست مصاحبه کننده هست (بدون اطلاع به من این کار رو کرده بود و بعدن در جواب اعتراض من فقط خندید ) و در آن من استخدام شرکت آقای "ب" در تهران بودم به عنوان مهندس ابزار دقیق!!! نمی تونین تصور کنین که چه حالی داشتم که مجبور بودم در جواب سوال های مصاحبه کننده بگم نمی دونم...نمی دونم. فقط می خواستم بدوم بیرون و گریه کنم. پرواضحه که اونا ردم کردند. جناب آقای "ب" دوباره ترفندی به کار بردند و بنده رو به عنوان کارشناس کنترل پروژه معرفی کردند و چون این بار مصاحبه لازم نبود من پذیرفته شدم. ( حالا شما داشته باشن که شرکت کارفرما چه بی در و پیکره که یک نفر رو با دو عنوان متفاوت می بینه و براش مهم نیست. البته کارفرما شرکتی در حئ و اندازه های شرکت نفت ایرانه ها ). ازم نپرسین چرا ادامه دادم و قبول کردم چون خودم هم نمی دونم انگار توی جریان پرخروش رودی افتاده بودم.

من ادامه دادم و خوندم و یاد گرفتم و الان کاملن می تونم از پس کارهام بر بیام و کمی هم خبره هستم.

گزارش ماهانه ای به شرکت کارفرما ارسال می شه که توسط بنده تولید و توسط مدیر پروژه ( آقای "ب") و مدیر عامل ( همون هندیه که عمامه داره = سیک ) چک می شه.

یادتونه که اینا عقب بودن پروژه رو می خوان بندازن تقصیر کارشناس کنرل پروژه؟ از این رو ماه قبل وقتی گزارش رسید دست مدیر عامل من رو صدا زد و بدون مقدمه فریاد زد که این آشغال چیه؟ من که گفته بودم یک آدم متخصص می خوام. پاشو بریم پیش آقای "ب" و دوباره جلوی اون هم همون مزخرفات رو گفت که آقای "ب" به من گفت تو برو بیرون من توجیهش می کنم. مشکل از اینجا بود که ایشون تفاوت بین نمودار اس شکل و هیستوگرام رو نمی دونست. به همین دلیل دهنش رو باز کرد و هر چی خواست گفت. این گزارش در همین قالب به مدت یک سال ارسال می شه به کارفرما و تا حالا هیچ ایرادی بهش گرفته نشده ولی یکباره در نظر ایشون به آشغال تبدیل شد.

جناب مدیر عامل فهمید اشتباه کرده ولی دریغ از یک دلجویی از بنده. البته من مراتب عصبانیتم رو خدمت آقای "ب" اعلام کردم.

هفته ی پیش آقایی رو با عنوان مهندس عمران استخدام کردن ولی ایشون از روز دوم به من گفت که اطلاعات پلان پروژه رو می خواد. آقای "ب" هم تایید کرد و گفت هر اطلاعاتی لازم داره بهش بده ایشون کنترل پروژه کار کرده و می خواد به ما کمک کنه.

در حالیکه تا حالا نرم افزاری رو که من کار می کنم رو ندیده. خلاصه کم کم به من گفت که یادم بده و ...... من فهمیدم که مدیر عامل این رو فرستاده تا کار رو کم کم از من بگیره.

منم رفتم پیش آقای "ب" و گفتم این آقا بالاخره عمرانه یا کنترل پروژه؟ می گه من آموزشش بدم. ایشون هم جواب داد که لازم نیست و برو به مدیر عامل بگو. منم سرم رو انداختم پایین و رفتم پیش مدیر عامل و پرسیدم : شما از من انتظار دارین من به این آقا آموزش بدم؟ گفت : خب چه اشکالی داره؟ منم جواب دادم : شما خودتون گفتین من حرفه ای نیستم ... پس نمی تونم کسی رو آموزش بدم. کمی نگاهم کرد و گفت : خب نده.

از فردای اون روز همکار جدید تبدیل شد به مهندس عمران.

.

مورد دوم:

سایت پروژه در شمال کویت واقع شده و با فاصله ی دویست کیلومتر از شرکت. مشخصه که جایی که چاه نفت هست چه جور جاییه و دفتر ما اونجا یک کانکس کوچکه وسط بیابون که مهندس ها و کارگرهای سایت از اونجا استفاده می کنند. نه امنیت داره و نه نظافت.

بنا به دلایل احمقانه ای مدیر پروژه فکر می کنه اگر نیروهاش رو ببره اونجا کارفرما می گه به به اینا دارن سخت کار می کنن. وقتی به من گفتن که همه باید برن سایت من اعلام کردم که من نخواهم آمد. اونجا جای زن نیست. همه به شوخی برگزار کردن.

دیروز که در یک اقدام ناگهانی همه رو بردن اونجا من سر جام نشسته بودم. آقای "ب" اومد گفت تو کارهات رو کردی برای جابجایی؟ منم گفتم کدوم جابجایی؟ گفت باید بری سایت. منم جواب دادم من که گفته بودم نمیام. بعد از کلی زد و خورد گفت اینجوری که نمی شه یا باید بیایی یا باید استعفا بدی. منم گفتم استعفا میدم.

یک در میلیون هم فکر نمی کرد من بگم استعفا می دم. عصر با علی کلی بحث کرده بود و علی هم گفته بود از نظر من هم مناسب نیست که کتی بیاد سایت و آب پاکی رو ریخته بود رو دستش. علی توجیهش مرده بود که اینجا دارین به ما توهین می کنین و ما به زودی از کویت می ریم.

در حال حاضر من به تنهایی نشستم تو دفتر و منتظرم که این بار مدیر عامل از من بخواد برم سایت که در این صورت دو راه داره. یا باید من رو همین جا نگه داره یا قرادادم رو فسخ کنه. چون اگر من استعفا بدم حقوقی شامل حالم نمی شه ولی اگر شرکت بگه دیگه نمی خواهیمت ماجرا فرق می کنه. که در صورت فسخ قرارداد بنده, همسر گرامی هم ترک کار میکنند و دست آقایون تو پوست گردو می مونه.

هر دومون در حال انفجاریم و منتظر یک جرقه. ابنه فکر می کنم جرقه هه به زودیِ زود زده بشه و ............

 .

.

پ.ن. در حال ویرایش این پست بودم که شنیدم آقا عمرانی جدیده داره عمرانی قبلیه رو تخلیه اطلاعاتی می کنه که دعواشون شد و قدیمیه گفت من تجربه ام رو در اختیار هیچ کس نمی ذارم و از اتاق رفتن بیرون گاوچران ( تا حالا این روی پلید من رو ندیده بودین ها شیطان..... پس بر حذر باشید )

.

.

.

/ 13 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
اقاداداش

سلام ... من جاي رييست بودم همون كانكس رو از اونجا برميداشتم ميووردم ميذاشتم تو حياط همين شركت ميكردمش دفتر كار تو ... برا اينكه فقط فرستاده باشمت تو كانكس [چشمک] نه خوشم اومد شيرزني هستي ماشالا برا خودت .. نبينم كم بياري ها ...

کتایون

امیدوارم بتونی حق و حقوقت را به زور هم که شده از اینا بگیری[ماچ]

حسین

درود و آفرین آفریدگار زیبایی بر قلم زیبا آفرینتان، وبلاگ پرباری دارید.. "یک ساحل پر از شعر" با هفت دوبیتی چشم بر راه آمدن بزرگ اندیشی چونان شماست، گامهای مهربانانه تان بر چشمهای خیسم با افتخار، ردپای واژه هایتان بر خلیج خسته ی خاطراتم به یادگار، شکوه فرداها به بشکوهی دیروزهای باستانمان...

خانومی آبی

ای بابا چقدر اذیتت کردند خاله،خدا خیرشون نده دخمل ناز ماروبردند اونجا اذیتش کنن،بی‌ تربیت[اوغ]ا،شما فعلا از فضا استفاده کن بخند خودتم اذیت نکن حرصم نخور،تا ببینیم چه تصمیمی میگیرن این بی‌ تربیتها،اما امیدوارم هر چی‌ هست به نفعت باشه و حقوقت  بگيري[بغل][ماچ]

گلپر

کتی جون خودت بهتر میدونی شرایط سایت چطوریه واگه صلاح میدونی نری خوب حتما نباید بری...ولی اگه لغو قرارداد کننچی؟ برگردین ایران مشکل کار ندارین؟ خودت حالا در درجه بعدی.... شوهر جان چطور؟ به مشکل بر نمی خوره؟! اینجا وضع کار بدجوری خرابه ها!

گلپر

ببینم شرکتی که توش کار میکنی کویتی یا ایرانی فعال در کویت؟

لیلیان

به افتخار کتایون جون که محکم جلوی این آدمها وایمیسته[دست] در مورد آمزسش به اون آقای مهندس عمران هم خیلی قشنگ و با سیاست عمل کردی. کتایون جون ما به تو افتخار میکنیم[ماچ]

لیلیان

اینجا که اینطوریه تا به یکی آموزش میدی میخواد جاتو بگیره. متاسفانه[نگران]

ممول

نه کتی جون خوشم اومد خیلی حال کردم خوب داری حالشون رو می گیری . اومدی ایران یه دوره آموزشی بذار واسه امثال من و بهمندخت [ماچ]

پرپرک

har chi to hey az in sherkatet bishtar migi hey in cheshmayeh man gerd tar o gondeh tar misheh.....Ya lalajab az inha. inh adigeh kian. kheili PROUD OF YOU TWO ha. ham to ham ALi. khooubeh ke Ali o dary man ageh boodam khab o khorakam 24/7 geryeh bood dokhatark eineh hamoon BAREH....xxxx