مادر

مادرم همیشه استثنائی بوده.

وقتی که سراپا خیس از بارانی که در حال باریدن بود به خانه رسیدم

برادرم پرسید: مگه با خودت چتر نبرده بودی؟

خواهرم سرزنشم کرد و گفت : چرا صبر نکردی تا بارون بند بیاد؟

پدرم عصبانی گفت : حالا وقتی سرما خوردی می فهمی !

ولی مادرم در حالیکه موهایم رو خشک می کرد رو به آسمان کرد و گفت : بارون بی معنی !!! نمی تونستی صبر کنی تا بچه ام به خونه برسه؟

 

این متن با ای میل به دستم رسیده.

/ 3 نظر / 8 بازدید
متین

وبلاگ پاو در نظر دارد با وبلاگ هايی که مايل به تبادل لينک هستند تبادل لينک نمايد برای تبادل لينک با ما لينک ما را با نام پاو و آدرس زير در وبلاگ خويش لينک نموده سپس از طريق بخش نظرات وبلاگ پاو به ما خبر دهيد تا در سريعترين زمان ممکن لينک شما را در وبلاگ پاو قرار دهيم باشد که اين همکاری به سود هردو طرف باشد http://pavcity.persianblog.ir توجه داشته باشید که تبادل لینک یکی از مهمترین عوامل افزایش رتبه شما در گوگل میباشد_پیج رنکینگ و وبلاگ پاو تا کنون با 18 سایت و وبلاگ تبادل لینک نموده است.

شازده خانوم

مادر ها همیشه استثنایی اند...[لبخند] دلم مامان خواست...[ناراحت] راستی اینجا الان داره از اون بارون های استوایی میاد که من عاشقشونم.[قلب]