یک بعد از ظهر

 

بعد از مدت ها نشستم و دارم طراحی می کنم.... لذتش رو از یاد برده بودم و چه بد کردم به خودم. تازه یادم افتاده که بهتره نقشه ی خونه ی جدید رو بکشم و ببینم چیکار می تونم براش بکنم!!!!!!
کارم که تموم می شه یادم می افته که حتی یه تیکه نون هم برای خوردن نداریم. تلفن می زنم به جناب همسر و خواهش می کنم که در راه برگشت به خونه نون بخره ( خواهش رو که دارین ؟!؟! ).
این که عهد کرده باشی برنج نخوری و غذای سالم هم بخواهی و خودت هم آشپز باشی درست مثل اینه که قصد خودکشی داشته باشی. اینه که یک غذای من درآوردی که در ادامه طرز تهیه اش رو می گم برای این روزهامون اختراع کردم.
پیاز - سیب زمینی - گوجه فرنگی - پاپریکا و قارچ رو ورقه ورقه می کنم و در یک ماهیتابه با چند قطره روغن لایه لایه روی هم می چینم. البته اول با پیاز شروع می کنم و ترتیب بقیه مواد دلخواهه. لا به لا نمک و فلفل و کمی پودر سیر و آویشن می ریزم و در ماهیتابه رو می ذارم. غذای فوق العاده خوش بو و رنگی است.
در گیر و دار خرد کردن موار اولیه رادیو رو روشن می کنم که طبق معمول روی رادیو نمایش تنظیم شده و از موزیک های بی نظیرش استفاده می کنم. همیشه وقتی تنهام رادیو گوش می دم. تو خونه یا ماشین که باشم فرق نمی کنه. البته تو ماشین گاهی رادیو تهران رو می گیرم که وضع ترافیک رو بدونم. از هیچ چیزی بیشتر از رادیو در تنهایی هام لذت نمی برم و به تازگی احساس می کنم که دارم معتاد می شم چون جناب همسر رو هم مجبور می کنم که گوش بده.
راستی همدم تنهایی های شما چیه؟
.
.
پ.ن.1. :شبکه ی چهار ارتباط مستقیمی داره با تأتر شهر از سی امین جشنواره ی تأتر شهر. مصاحبه ای با کارگردانی فرانسوی انجام می شه که طبعن مترجم داره. وقتی کارگردان فرانسوی حدود سه دقیقه پشت سر هم به زبان خودش صحبت می کنه دو مجری ایرانی مرتب سر تکون می دن و تأیید می کنن......... مجری ایرانی حتی برای تشکر نمی تونه بگه " مرسی "........ اونوقت این سر تکون دادن ها چه معنی دراه... نمی دونم !!!
.
پ.ن.2. : بفرمائید شام ایرانی رو خریدم و بسی لذت بردم..... یعنی عین هشتاد دقیقه رو قهقهه زدیم و اشک از چشمامون جاری شد. فقط مشکل گرون بودن این برنامه است چون هر شب مسابقه یک دی.وی.دی است و هر دی.وی.دی دوهزار و پونصد تومنه. یعنی یک برنامه ی کامل ده هزار تومن آب می خوره براتون.
.
.
مخاطب خاص : این روزها که جشنواره ی تأتره بدجوری به یادتم دوووستم. هر چند که می دونم اونجا راضی تر و شاداب تری.
.
.



 

/ 11 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رها-ستایش

اره مثل همین دورانی که طوفان زده بودم هنوز هم همدمم سکوت محضه ! اما درونش ارومتر از اون سکوت محض زمان سونامیه [نیشخند]

گلدونه

همدم تنهايي هاي من سكوته كه كلي هم لذت مي برم كلن حوصله ويز ويز راديو رو بخصوص ندارم

گلدونه

من اصلن حوصله ويز ويز راديو ندارم تو عجي حوصله اي داري[لبخند]

ممول

اوه اوه چه گرونه . خب اشکال نداره شما مرفه های بی درد بفرمایید شام ایرانی ببینین ما بخ بخت بیچاره های بی پول همون مال من و تو رو می بینیم و حرص می خوریم [نیشخند]

گلپر

من قدیمها همدم تنهاییم رادیو بود الان اعصاب شنیدن نصایح مجریانش رو ندارم البته گاهی رادیو آوا گوش میدم . اخبار ترافیک هم از سایت شهردای نگاه میکنم . این روزها همدم تنهایی من سکوته . بعد روزهای شلوغ کاری و ترافیک خیلی خوبه داشتن سکوت .

گلستانه

وای من دلم بفرمایید شام ایرانی میخواد . توروخدا ببینید میشه از جایی تهیه کنم یا نه. اولا که ویزام اومده بود همش میگفتم چه جوری پس این برنامه رو ببینیم. اصن چرا گفتی ؟[ناراحت]

گلستانه

آهان راستی اون مخاطب خاص کی بود ؟ من که نبودم هان ؟

ممول

کتی مادر این سوسول بازی ها به شما نمی یاد رمز رد کن بیاد بینیم بااااااااااااااا

گلستانه

پس رمز من کووووووووش ؟[ناراحت]