روزهای آخر غربت

اصلن دلم نمی خواد از ماجراهای تسویه حساب و تن لرزه هامون براتون بگم.

فقط اومدم که بگم ممکنه مدتی طولانی نتونم بنویسم یا حتی نتونم بهتون سر بزنم. چون به محض اینکه برسم باید خونه ای رو که یک سال و نیم درش بسته بوده رو تمیز کنم و این چهارصد و پنجاه کیلو باری رو که از اینجا فرستادیم رو جابجا کنم. بعد اقدام کنم برای گرفتن ای دی اس ال. به دوستانی که تلفنشون رو دارم حتمن زنگ می زنم.

 

امیدوارم مجبور به تغییر تاریخ بلیط نباشیم و یکشنبه بی دردسر خونه باشم.

.

خونه تکونی ِ دلپذیری رو براتون آرزو می کنم زبان.

.

.

.

/ 35 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
گلستانه

به به ! خير مقدم ! خونه تكوني در چه حاله عزيزم . خوشحالم كه ديگه پيشموني .

لیلیان

خسته نباشی کتایون جونم. منتظرتیم و دلتنگت

فریبا

بابا تریلی هم بود تا حالا جابه جا شده بود ..پس کجایی؟

رها-ستایش

امیدوارم الان صحیح و سلامت ت خونه خودتون نشیته باشید سال خوب ی رو براتون ارزومندم[گل]

دایی

با آمدنتان بهار هم آمد و نوروز هم . زندگیتان همواره بهاری باد .

خانومی آبی

ستاره بختتان بالا سپیده صبحتان تابناک سایه عمرتان بلند ساز زندگیتان کوک سرزمین دلتان سبز سال جدید مبارک[ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ]

دایی

سال نو مبارک

گلپر

[گریه]پس کو کامنت من؟!