همین جوری ها

 

* دلم یک کتاب خیلی خیلی خیلی خوب می خواد ..... دلم برای لذتی که از خوندن کتاب هایی مثل مرغ شاخسار طرب و عشق سال های وبا و ...... می بردم تنگ شده. نمی دونم من عوض شدم یا جنس نوشته ها !!!!

* این روزها بیشنر از هر زمان دیگری دلم می خواد تنها باشم ( بخوانید مجرد ) و کلی کار نکرده که همیشه نقشه اش رو داشتم انجام بدم  و بیشتر از هر زمان دیگری تحمل دوری حتی دو ساعت رو از جناب همسر ندارم .......

*  من آدم بسیار بی جنبه ای هستم ...به این معنا که به محض خوندن مطلبی یا دیدن فیلمی آخر همذات پنداری در من نمودار می شه و می شم قهرمان یا قربانی یا.....

با دیدن فیلم طلاو مس علائم ام اس در من نمودار شد... با خوندن کتاب مرشد و مارگریتا بیش از بیش عاشق شیطان شدم و حاضزم همین الان روحم رو بهش هدیه کنم بی منت....  حتی با دیدن فیلم برباد رفته احساس اسکارلت اوهارا بودن می کنم ( تصور کنین فقط )

حالا هم با خوندن پست تندک در مورد ارواح مدام صداهای عجیب و غریب می شنوم و دیشب در حالیکه با خوردن داروهای ضد حساسیت به خواب خیلی خوب و عمیقی فرو رفته بودم یکی بهم گفت که کسی تو خونه است و وقتی چشمم رو باز کردم مردی از کتابخانه ی بالای سرم داشت کتاب بر می داشت که جناب همسر نبود!!!!!

* همیشه برام سوال بود که چرا دختر آقای مدیر ساختمون همیشه عین بختک چسبیده به شلوار باباش ... از جلوی در آپارتمانشون گرفته تا تو پارکینگ و رو پشت بوم.....

با دیدین فیلم هشت دقیقه تا پائیز جوابم رو گرفتم. مادر خونواده برای فضولی و جلو گیری از رد و بدل شدن مکالمات احتمالن غیر اخلاقی بچه رو به پدر الصاق می کنه.

در فیلم به محض اینکه همسر یکی از همکارهای مرد میاد دم خونه که را جع به شوهرش پرس و جو کنه مادر دخترش رو می فرسته کمک !!!!!! باباش

 * وقتی یک دختر بیست و یک ساله ی بسیار به روز ( بخونین قرتی ) ازتون بپرسه " هیچ تو خونه آشپزی می کنی ؟ " چه حالی می شین؟؟؟؟؟؟

بعد اگر این دختر بیست و یک ساله با کیف دستیش بیاد و چهل و هشت ساعت خونتون بمونه دیگه چه حالی می شین؟

بعدتر اگر این دختر مریض بشه و شما هم مجبور باشین برین به مهمونی ای که مادرتون برای فامیل های همسر شما گرفته و دختر به خاطر بیماری بدون شما تو خونتون بمونه تا استراحت کنه دیگه دیگه چه حالی می شین؟

من که سردرد و گردن درد ملسی داشتم ......

* می خوام یه ان.جی.اُ درست کنم به نام من از برنامه ی هفت و به ویژه از مسعود فراستی متنفرم. هر کی موافقه بسم الله .....

.

.

.

 

 

 

/ 9 نظر / 6 بازدید
کتایون

- منم با کتابها مشکل دارم.فکر میکردم من حوصله مو از دست دادم -اونوقت اون آقای اهل مطالعه کی بود؟[متفکر] -یعنی بچه هامو الصاق کنم به باباشون؟فقط یک مشکلی هست.پسرم یک سر و گردن بلندتر از پدرش شده.چه جوری بچسبونم به شلوارش؟[نیشخند] -میکشتوندیش خلاص![خنثی] -نمیدونم چیه ولی چون تو میگی،بسم الله[ابرو]

تندک

وااای کتی جون من خیلی وجدان درد گرفته ام [اضطراب] نگرانت شدم

تندک

من اون برنامه ای رو که میخوای واسش ان جی او بزنی رو ندیده ام اما پایه ام [نیشخند]

تندک

یادم باشه دیدمت بهت یه کتاب بدم تو مایههای مرغ خارزار (شاخسار طرب) اما نه به اون همه طولانی!

بهمندخت

وای دقیقا منم انگاری به کتاب خوندنم طلسم افتاده. شاید یک سالی باشه که هیچ کتاب جدیدی نخوندم فقط و فقط دوباره و چندباره خوندن کتابای قدیمی بوده. این تناقض من رو کشت! هم میخوای تنها باشی هم با جناب همسر؟! وای منم دلم میخواد تنها باشم :) این ویژگی "بی جنبه بودن"ت بسیار شبیه خواهر منه! البته در زمینه همذات پنداری انواااااااع بیماری ها!!! من دلم برای شما تنگ شده است. چه کار باید بکنم؟ [ناراحت][قلب]

رها-ستایش

× پیدا کردی به منم معرفیش کن ×قاط زدی خواهر قاط انهم از نوع بی درمانش[نیشخند] ×واقعا بی جنبه ای بخدااااااااااااااااا[قهر] خوب شد فیلم رو دیدی و فلسفه دخرت همساده رو فهمیدی زودی دست بکار شو یک نی نی بیار × والله من بودم ان دختر قرطی رو اصلا خونم راه نمیدادم والله تعارف که ندارم بذار کمی بدجنستر باشم مخصوصا اگر هیچ سنمی هم با اقای همسر نداشته باشه[نیشخند][دلقک]یعنی از بستگان نزدیکش مثلخواهر زاده برادر زاده نباشه- اصلا چرا راه دور بریم من دوست ندارم وقتی خودم نیستم کسی تو خونم جولون بده-خیلی بدجنسم نه؟[زبان][خجالت] × والله این برنامه رو نه می بینم و نه ان شخص رو می شناسم اصولا وقتم رو صرف این باقالی ها نمی کنم[بازنده]

رها-ستایش

راستی منم دلم برات تنگولیده [گاوچران]

تندک

اسمش هست ژان دوفلورت و دخترچشمه.

حس نهان

یه کتاب پیشنهاد میکنم، نه دوتا 1- کشتن مرغ مقلد که خیلی وقت پیش خوندم اما خیلی قشنگ بود 2- آقا ابراهیم و گلهای کتابش فک کنم ازخوندنش لذت ببری کتابی که تندک پیشنهاد کرده رو خوندمش قشنگه، قسمت اول کتاب رو بصورت فیلم تلویزیون چند سال پیش نشونش داد