کویتنامه 5

تا حالا صحنه هایی دیدم که به نظرم اومد بد نیست شما هم چیزی راجع بهش بدونین که اگر گذارتون این طرف ها افتاد از فرط تعجب فنر چشم ها و گردنتون دچار آسیب نشه.

١- در هر منطقه ای مراکز خرید وجود داره و معمولا یکی از این مراکز شیک تر از بقیه هست و پر از دختر و پسرهایی با قیافه های عجیب و غریب. دخترهای شیک کویتی یا حجاب کامل دارند که شامل عبایا ( چیزی مثل مانتو با آستین و قد بلند ) و برقا ( همون رو بنده ) هست ولی همان یک جفت چشمی که بیرونه به حدی آرایش داره که نمی شه از زل زدن بهشون خودداری کرد. زیر  روسری شون چیزی به موهایشان وصل می کنند که من همیشه میگم سبد می ذارن چون سرشون سه برابر اندازه ی طبیعی می شود. معمولا دور آستین و حاشیه کنار دکمه ها پر از نگین هست که در انواع مرغوب کریستال هستند با قیمت های سرسام آور. و یا پوششی مثل غربی ها دارند به سبک خودشون یعنی کیف و کفش های رنگی و اکثرا همراه با مقدار زیادی منجوق و پولک. همیشه موهای آراسته دارند چون طبقه مرفه آرایشگر خانگی خودشون رو دارند این دسته آرایش کمتری از برقا به صورت ها دارند و همیشه کفش هایی با پاشنه بیش از ده سانت به پا دارند حتی اگر صد کیلو باشند.

پسرها یا دشداشه پوش هستند ( اسم عربیش رو هنوز نمی دونم ) با  روسری ( که باز هم اسم عربیش رو نمی دونم ). این دشداشه ها از پارچه بسیار مرغوبی هستند که محاله چروک شوند و بسیار سفید که چشم رو می زنه. به جای کفش از دمپایی استفاده می کنند. من می گم دمپایی شما می شنوید دمپایی ( هر دوش یکی شد انگار متفکر) چون قیمت همین دمپایی ها از گرونترین کفش من بیشتره. و یا پوشش غربی دارند باز هم به سبک خودشون. شلوار جین های بسیار تنگ با تی شرت های پر از پولک و کلاه هایی با همان میزان پولک. از این موهای تیغ تیغی و آناناسی و اژدهایی اینجا هم هست.از تی شرت های قرمز جگری نارنجی تند و سبز فسفری خیلی خوششون میاد و معمولا کفش نایک یا پومای همرنگ با تی شرت استفاده می کنند( یک مدل خیلی جالبی که کم هم نیست لباس کامل یک دروازه بان فوتباله حتی با کفش استوک دار و صد البته رنگ لباس قرمز و مشکی هست ). ولی هنوز ندیدم که یک کئیتی خالکوبی داشته باشد.

از افرادی با پوشش معمولی صرفنظر می کنیم. چون رفتارشون هم معمولی هست.

وقتی این جوان ها در همان مراکز خرید شیک هستن اتفاقات جالب می افتد. مادر و پدرها به کار خرید می رسند و دختر و پسرها به کاری دیگر. معمولا دو یا سه دختر با پوشش غربی با هم قدم می زنند و سی یا چهل پسر با هر پوششی دنبالشون راه می افتند. بدون اغراق عرض می کنم سی یا چهل نفر رو. جالب تر اینکه این پسرها سعی در رد و بدل کردن شماره تلفن یا پراندن متلک یا تماس فیزیکی ندارند.  بعد از دو یا سه دور طی کردن تمام مساحت مرکز خرید همه در کمال صلح و آرامش پراکنده می شوند. البته از این دسته های سینه زنی همزمان سه یا چهار تا دیده می شوند که هر دسته سلیقه مخصوص به خود را دارد. این دسته ها بسیار بی صدا و آرام حرکت می کنند. هیچ کس با بغل دستی اش حرف نمی زند و همه در سکوت انگار که دنبال تابوت راه افتاده اند حرکت می کنند.

عجبا که دخترها هم هیچ لبخندی حاکی از رضایتمندی بابت این همه عاشق بر لب ندارند.

٢- اتومبیل هایی که من و خیلی از شماها فقط توی اینترنت و مجله های مربوط به ماشین می بینیم اینجا به تعداد زیاد رویت می شود. حتی رولز رویس !!!!!! ( یک ماشین شناسی شدم من که خدا می دونه و از حرصم به همه می گم لگن زبان). خب این اتومبیل ها علاوه بر اتوماتیک بودن دارای سیستمی به نام کروز کنترل هستند که یک دکمه روی فرمانه و با این دکمه می شه سرعت رو کم و زیاد کرد یا می شه سرعت رو روی عدد خاصی ثابت کرد ( شاید شماها این رو می دونستین ولی من بلد نبودم به خدا یول). پس عملا پاهای جناب راننده بیکاره. حالا دوستان کویتی ( با دشداشه یا بی دشداشه ) پاهاشون رو می ذارن روی داشبورد و بعضی خز و خیل تر ها ( عبارت توصیفی بهتری پیدا نکردم ) از پنجره می ذارن بیرون ( البته پای چپ رو دیگه و کاری هم نداریم که صحنه ای که توسط برادران دشداشه پوش پدید می آید چشم نواز هست یا نهنیشخند).

٣- کویتی ها وحشتناک رانندگی می کنند. با سرعت خیلی زیاد و بسیار بی محابا ( جریمه سرعت بیش از حد مجاز دویست و پنجاه دیناره باز هم یاد آور می شوم که هر دینار سه هزار و چهار صد تومانه ). از هر ده ماشین هفت تاش شاسی بلنده. دوستان کویتی هر وقت که از پشت چراغ قرمز ایستادن خسته شوند میذارن دنده کمکی و از جدول می رن بالا و در پیاده رو رانندگی می کنند تا یا به راست بپیچند یا زودتر به چراغ برسند. هر جا هم که جای پارک پیدا نکنند باز هم میرن تو پیاده رو. روزهای اول ما از این صحنه ها به عنوان یکی از عجایب جهان عکس می گرفتیم ولی الان خودمون یک پا جدول نورد شدیمخجالت.

۴- در کویت مردی که بیش از یک زن داشته باشه نمی بینین ( به دلیل اینکه ازدواج با زن کویتی بسیار هزینه داره ولی می تونن زنی از ملیت دیگه بگیرن و مختصر هزینه ای هم برایش صرف کنند ). مردها خیلی به زن ها احترام می گذارند. مردهای با وضع مالی معمولی هنگام خرید دو سه قدم عقب تر از زن ها حرکت می کنند و مسئولیت کالسکه بچه یا چرخ خرید رو به عهده دارند. کسانی که دستشون به دهنشون می رسه یا خیلی پولدار هستند حتما خادم دارند. به تعداد فرزندانشون به علاده یک یا دو. برای هر بچه یک خدمه ( که چهار تا بچه رو دیگه همه دارند ) و یک یا دو خدمه اضافی برای کارهای خونه. در رستوران ها خدام سر یک میز می نشینند و خانم و آقا سر میز دیگر و خدام بعد از خانم و آقا غدا می خورند. بعضی خانواده ها با این خدام بسیار بد رفتار هستن و بعضی اون ها رو سر میز خودشون می نشونند و هر چه برای خودشون می خرن برای اون ها هم می خرند. برخی به تن تمام خدمه ها لباس زشت و یک شکلی می پوشانند برخی خدمه های بسیار خوش لباس و مرتبی دارند. ولی غالبا رفتار بدی با خدام دارند ( منظور از رفتار بد ضرب و شتم و زندانی کردن آنهاست ). هیچ خدمه ای کویتی نیست و جالب اینجاست که اگر خدمه از خانه ارباب فرار کند و به سفارتخانه خودش پناه ببرد ارباب می تواند خدمه را از خاک خودش بیرون بکشد و به منزلش برگرداند.

 

پ.ن. ما خودمان به چشم خودمان ندیدیم ولی از اطرافیان و منابع موثق شنیدیم که داشتن دوست پسر برای خانم های متاهل بسیار باب است. آقای خانه هم می داند ولی خودش را می زند به کوچه ابوبکر چپ ( آخه اینا سنی هستند دیگه ... ابوبکر رو قبول دارندعینک ) چون احتمالا خوش یک زن مثلا فیلیپینی دارد. برخی خدام خوشبخت از این راه معاش خوبی دارند چون آقای خانه سر کیسه را برای گرفتن راپورت شل می کن و خانم خانه برای ندادن راپرت.

   + کتایون - ٢:۳٩ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٩ شهریور ۱۳۸۸