هر سال همین روز
ده سال پیش در چنین روزی من فارغ التحصیل شدم.
روز بعدش خوابگاه دانشگاه تهران غرق در خون بود. باورم نمی شد...... من و دوستانم - که یک ماه برای برگزاری جشنمون بدو بدو کرده بودیم – به همراه خانوداه هامون که هر کدام از شهری آمده بودند خوشحال و شاد بودیم ولی در همین خاک در شهری دیگر در همان لحظات با همسن و سالانمون چنین رفتاری داشتند. در جشن فارغ التحصیلی "ای ایران ای مرز پر گهر" و "یار دبستانی" رو خونده بودیم. از یک ماه قبل با تعدادی از همکلاسی ها و نوازنده تمرین کرده بودیم. جالب نیست.....؟!
این روز هیچ وقت یادم نمی ره. امیدوارم نگرانی ای که امسال دارم بیهوده باشه. امیدوارم سال بعد و سال های آتی در این روز دلمون نلرزه.
نظرات ()
