حدیث نفس

یادم میاد کلاس اول دبیرستان که بودم تحقیقی داشتم با این عنوان که آیا روزی خواهد رسید که کامپیوتر بر انسان فائق آید؟

پدرم جزو اولین گروهی اعزامی به آی بی ام بودند. روزگاری که حجم فیزیکی سی و شش کیلو بایت حافظه به اندازه مساحت یک اتاق بود. پس بهترین مرجع من برای تحقیقم پدرم بود. در حین گفتگو با پدرم جمله ای به من گفتند که هیچ وقت فراموش نخواهم کرد. پدرم گفتند هر چیزی که انسان بتواند تصور کند شدنی است. یعنی هر چیزی که بتواند به عالم ذهن ما راه یابد قابل پیاده شدن است ( البته همانا به دست توانای جناب بنی بشر ). من تا مدت ها بعد از شنیدن این جمله سعی می کردم سناریوهای مختلفی در ذهنم خلق کنم و به راه های عملی شدنشنون فکر کنم. خلاصه تحقیق به بهترین صورت ارائه شد و من نمره دلخواه را گرفتم و به تدریج تاثیر این جمله هم برای من کمرنگ شد.

امروز به دنبال خواندن وبلاگ های گوناگون و اشاره های فراوان به داستان جراحی روح مخملباف متن داستان را پیدا کردم و خواندم. به یاد همان جمله پدرم افتادم و فکر کردم که چه قدر زود تصورات خالق داستان عملی شده.

پ.ن. جرج اورول خدایت بیامرزد.

   + کتایون - ۱٢:٤٥ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱٩ امرداد ۱۳۸۸