حضور

ساختمان ما هم مثل تمام ساختمان های متمدن شهرمان قوانین و ضوابطی دارد. علاوه بر اینکه تمام ساکنین در تمام جلسات حضور فعال دارند و شارژ ماهیانه شان را سر وقت می دهند و کفش هایشان را جلو در آپارتمانشان پرت و پلا نمی کنند و زباله هایشان را سر ساعت بیرون می گذارند و آب زباله هایشان روی پله نمی چکد و ....... هفته ای یک بار هم اصلان خانی دارد که پله ها و پارکینگ را نظافت می کند.

اصلان خان بیشتر از هر جایی پارکینگ و رمپ ورودی آن را می سابد ( شاید چون این قسمت را با فشار آب و نه جارو تمیز می کند ). در نتیجه حضورش در این محل خاص خیلی احساس می شود. 

شش ماه است که همسایه ی جدیدی در طبقه ی اول سکنی گزیده که خانم بسیار محترمی هستند همچنان آقایی که به زعم خودشان نامزدشان هستند و در اولین روز ورود به ساختمان با مالک قبلی چنان دیده بوسی سفت و سختی کردند که بنده برای نکشیدن کار به جاهای باریک مزاحم برادران صد و دهی شدم. البته این جناب نامزد هفته ای یکی دو شب مهمان خانم فوق الذکر هستند. پنجره ای اتاق خواب این واحد به رمپ پارکینگ باز می شود و ما حضور این آقا رو از دستمال های رنگارنگ انبوهی که زیر پنجره ی اتاق خواب ایشان تلنبار می شود احساس می کنیم درست برعکس اصلان خان ..........

خلاصه که چرخه ی  عملیات اصلان خان و جناب نامزد مایه ی شعف من و جناب همسر است بسی. باشد که در ساختمان جدیدمان هم سوژه ای این چنینی داشته باشم ........

.

.

 

   + کتایون - ۱٢:٠۸ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢ اسفند ۱۳٩٠