چٍمٍه؟

.

.

- طرف سالاد بار باز کرده خیلی شیک و منحصر بفرد اسمش رو گذاشته " هیچی " . چٍشٍه؟

- هفته ای پنج تا فیلم می خرم تا حالا دوتاش رو به زور دیدیم. چٍمٍه؟ 

- از روز تولدم ( یک هفته می گذره ) خموده و بی حوصله ام. چٍمٍه؟ 

- از جینگولک بازی هایی که روی لاک دست در میارن بیزرام. با کلی ذوق یک برگ پنجاه تایی برچسب ناخن خریدم و چسبوندم رو ناخنام. چٍمٍه؟ 

- یکی دیگه می ره اروپا و یک ماه خونه ی برادرش می مونه. وقتی برادره میاد ایران برای زن برادرش تولد می گیره و همه ی فامیل رو دعوت می کنه و همه رو به زحمت کادو خریدن می اندازه تا تلافی لنگر انداختنش رو کرده باشه. چٍشٍه.... ما چٍمونه که می ریم ؟

- تو خونه که نشستم سردمه. وقتی می رم بیرون روی همون لباس تو خونه ام نازک ترین پالتو مو می پوشم و می خوام خودم رو محک بزنم که چقدر در برابر سرما مقاومم. اونوقت الان گلوم دردناکه. چٍمٍه؟ 

- برنامه ی تئاتر های همه ی سالن ها رو چک می کنم. برنامه ی هفت اقلیم رادیو و بحث ها و نقد های تئاتری شون رو گوش می دم ولی حداقل شش ساله که تئاتر جدی ندیدم. چٍمٍه؟ 

- دلم برای تارم لک زده. وقتی تو اتاق قدیمم می بینمش رو بر می گردونم ازش. چٍمٍه؟ 

- بعضی از وبلاگ ها  شده جای پز دادن بابت سفر ها و هدیه های غیر منتظره و زندگی گل و بلبلی . اونا که خوبن ما چٍمونه که می خونیمشون مدام؟

- فیلمی رو که دوست دارم گذاشتم که ببینم. از اولش تا الان نشستم پست جدید می نویسم. چٍمٍه؟ 

- چهل دقیقه منتظر شدم تا صفحه ی " ارسال یاداشت جدید " در پرشین بلاگ باز بشه. تازه اینترنت پر سرعت بی سیم دارم. چِشِه ؟ چٍمٍه؟ 

- گیر دادم به خاطراتم و گذشته ها و هی می شینم زاری می کنم. چٍمٍه؟ 

- هر  کی می گه " آخ " شماره ی صد تا مشاور رو بهش می دم. اونوقت خودم می شینم درد دل و آه و ناله می کنم با خاله خانباجی های  دور و برم. چٍمٍه؟ 

.

.

بهتره بس کنم. دارم به این نتیجه می رسم که دیوونه شدم .............

.

.

 

   + کتایون - ٧:٤٩ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۱ دی ۱۳٩٠